سایدا و سبزی
دختر قشنگم دیروز جمعه رفتیم خانه مادر جون بعد از اینکه از همایش شیر خوارگان برگشتیم مادر جان سبزی هایی رو که شب قبل خریده بودن و به چه زحمتی با بقیه خاله ها پاک کرده بودیم رو شستن و پهن کردن روی یه چادر تا خشک بشه و ببرن خرد کنند و شما هم که صحنه رو محیا دیده بودی کم نیاوردی و حمله کردی به سبزی ها.




به به چه سبزی تازه ای

اینم دسته گل باباتون که شما رو نشوندن وسط سبزی ها تا حسابی بازی کنی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



سایدا و سبزی
